صندوق بازآفرینی فولاد اعتماد عمومی به بازار سرمایه را تقویت می‌کند

تأسیس صندوق بلزآفرینی فولاد، راهکار عملی برای جبران خسارات وارد شده به صنعت فولاد است.

به گزارش صدای بورس،سید محمد ذریه زهرایی مدیر تحلیل سبدگردان داریوش در یادداشتی نوشت:

در جریان جنگ رمضان شاهد حمله و تخریب بخش‌های از ۲ شرکت مهم فولادساز کشور یعنی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان بودیم؛ در این میان مباحث زیادی در مورد تامین مالی برای بازسازی این دو شرکت صورت پذیرفته است اما یکی از پیشنهادهای مطروحه توسط ریاست سازمان بورس مبنی بر احداث یک صندوق تحت عنوان کمک به بازسازی فولاد با مشارکت عموم مردم بود که در ادامه به بررسی نکات مثبت و گلوگاه‌های پیش روی تاسیس چنین صندوقی خواهیم پرداخت.

ایده تأسیس «صندوق کمک به بازسازی فولاد با مشارکت عموم مردم در بورس»در چنین شرایطی، از منظر اقتصادی و نهادی، یک ابزار نوآورانه و در عین حال قابل اتکا برای تأمین مالی پروژه‌های بزرگ زیرساختی محسوب می‌شود. با توجه به از دست رفتن ظرفیت‌های مهم تولید فولاد کشور، یعنی فولاد مبارکه اصفهان (سالانه ۸ میلیون تن ورق فولاد) و فولاد خوزستان (با ظرفیت ۳.۷ میلیون تن انواع شمش و تختال فولادی)، که در مجموع سهم قابل توجهی از تولید ورق گرم و شمش فولادی کشور را بر عهده داشتند، ایجاد یک سازوکار شفاف و مشارکت‌محور برای بازسازی، نه‌تنها ضرورت دارد بلکه می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی به بازار سرمایه نیز منجر شود.

در گام نخست، طراحی این صندوق باید با تعریف دقیق مأموریت، ساختار حقوقی و چارچوب نظارتی آغاز شود. این صندوق می‌تواند در قالب «صندوق پروژه» یا « صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله» (ETF) در بازار سرمایه تعریف شود. تعیین ارکان صندوق شامل مدیر صندوق، متولی، حسابرس و بازارگردان باید با دقت و با حضور نهادهای معتبر انجام شود تا از همان ابتدا، شفافیت و پاسخگویی در عملکرد آن تضمین گردد. در این مرحله، برآورد دقیق هزینه‌های بازسازی، زمان‌بندی اجرای پروژه‌ها و پیش‌بینی جریان‌های نقدی آتی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این اطلاعات مبنای ارزش‌گذاری واحدهای صندوق و جلب مشارکت سرمایه‌گذاران خواهد بود.

در مرحله دوم، تأمین مالی از طریق عرضه عمومی واحدهای صندوق در بورس انجام می‌شود. یکی از نقاط قوت این سازوکار، امکان مشارکت طیف وسیعی از مردم، از سرمایه‌گذاران خرد تا نهادهای مالی بزرگ است. برای جذاب‌تر شدن این عرضه، می‌توان مشوق‌هایی مانند معافیت‌های مالیاتی، تضمین حداقلی بازده یا حمایت‌های دولتی در نظر گرفت.

در گام سوم، منابع جمع‌آوری‌شده باید به‌صورت مرحله‌ای و بر اساس پیشرفت فیزیکی پروژه‌ها تخصیص یابد. این موضوع مستلزم طراحی یک نظام دقیق نظارت و گزارش‌دهی است. استفاده از پیمانکاران معتبر، برگزاری مناقصات شفاف و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در بازسازی، می‌تواند بهره‌وری این سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. در این مرحله، انتشار گزارش‌های دوره‌ای برای سرمایه‌گذاران، از جمله گزارش پیشرفت پروژه و وضعیت مالی صندوق، اهمیت زیادی دارد.

در نهایت، پس از تکمیل پروژه و بازگشت کارخانه‌ها به چرخه تولید، صندوق می‌تواند از طریق درآمدهای عملیاتی این واحدها، سود سرمایه‌گذاران را پرداخت کند.

مزایای چنین صندوقی قابل توجه است. نخست آن‌که این سازوکار، فشار بر منابع مالی دولت را کاهش می‌دهد و امکان استفاده از پس‌اندازهای خرد مردمی را در یک پروژه ملی فراهم می‌کند. دوم، با توجه به شفافیت ذاتی بازار سرمایه، احتمال انحراف منابع یا ناکارآمدی در تخصیص سرمایه کاهش می‌یابد. سوم، این اقدام می‌تواند به تعمیق بازار سرمایه و افزایش مشارکت عمومی در فعالیت‌های اقتصادی منجر شود. هم‌چنین، از منظر اجتماعی، مشارکت مردم در بازسازی صنایع کلیدی، حس تعلق و همبستگی ملی را تقویت می‌کند.

از سوی دیگر، چنین صندوقی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار سیاستی برای مدیریت شوک‌های اقتصادی نیز عمل کند. در شرایطی که تخریب ظرفیت‌های تولیدی می‌تواند به افزایش قیمت‌ها و اختلال در زنجیره تأمین منجر شود، تسریع در بازسازی از طریق این صندوق، به تثبیت بازار و کاهش اثرات منفی کمک خواهد کرد. علاوه بر این، با توجه به اهمیت صنعت فولاد در صنایع پایین‌دستی، احیای سریع این ظرفیت‌ها، اثرات مثبتی بر کل اقتصاد خواهد داشت.

در بررسی تجربیات بین‌المللی، می‌توان به نمونه‌های متعددی از استفاده از ابزارهای مالی مشابه برای بازسازی زیرساخت‌ها اشاره کرد. برای مثال، پس از جنگ جهانی دوم، کشورهای اروپایی با استفاده از ترکیبی از منابع دولتی و مشارکت عمومی، اقدام به بازسازی صنایع کلیدی خود کردند.

اگرچه ساختار بازارهای مالی آن زمان با امروز متفاوت بود، اما اصل مشارکت عمومی در تأمین مالی پروژه‌های ملی، شباهت زیادی با ایده صندوق پیشنهادی دارد.

در دهه‌های اخیر نیز، کشورهایی که با بلایای طبیعی مانند زلزله یا سونامی مواجه شده‌اند، از ابزارهایی مانند «اوراق بازسازی» یا «صندوق‌های پروژه» برای تأمین مالی بازسازی استفاده کرده‌اند.

به‌عنوان نمونه، در ژاپن پس از زلزله و سونامی ۲۰۱۱‌، دولت با انتشار اوراق ویژه و ایجاد سازوکارهای مشارکتی، منابع قابل توجهی برای بازسازی زیرساخت‌ها جذب کرد. در ایالات متحده نیز، پس از طوفان کاترینا، ترکیبی از منابع دولتی، بیمه‌ای و بازار سرمایه برای بازسازی مناطق آسیب‌دیده به کار گرفته شد. این تجربیات نشان می‌دهد استفاده از ابزارهای مالی مبتنی بر بازار، در کنار حمایت‌های سیاستی، می‌تواند کارایی بالایی در بازسازی سریع و مؤثر داشته باشد.

اما اگر بخواهیم واقع‌بینانه به این ایده نگاه کنیم، چند گلوگاه کلیدی وجود دارد که موفقیت صندوق را تعیین می‌کند. مهم‌ترین چالش، «اعتماد عمومی» است؛ بدون شفافیت کامل در برآورد هزینه‌های بازسازی، زمان‌بندی پروژه و نحوه هزینه‌کرد منابع، مشارکت گسترده شکل نخواهد گرفت. در کنار آن، ریسک‌های اجرایی پروژه (از تأخیر در بازسازی تا افزایش هزینه‌ها) می‌تواند بازدهی صندوق را تحت فشار قرار دهد، بنابراین وجود سازوکارهای کنترلی قوی و قراردادهای حرفه‌ای با پیمانکاران حیاتی است.

نکته مهم دیگر، طراحی درست مشوق‌هاست؛ اگر بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران در مقایسه با سایر فرصت‌های بازار سرمایه جذاب نباشد، استقبال کاهش می‌یابد، پس حمایت‌های سیاستی مانند تضمین حداقلی سود یا انواع معافیت مالیاتی (علی الخصوص برای سرمایه گذاران نهادی) می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

در جمع‌بندی، تأسیس صندوق بازآفرینی و بازسازی فولاد، نه‌تنها یک راهکار عملی برای جبران خسارات وارد شده به صنعت فولاد ایران است، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک الگوی نوین تأمین مالی برای پروژه‌های بزرگ ملی مطرح شود. موفقیت این طرح، وابسته به طراحی دقیق، شفافیت در اجرا و جلب اعتماد عمومی است. در صورت تحقق این شرایط، این صندوق می‌تواند علاوه بر بازسازی ظرفیت‌های از دست رفته، به تقویت بازار سرمایه و افزایش مشارکت اقتصادی مردم نیز منجر شود.

منبع: سنا
کد مطلب 551327

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha